|
فـــــروع ديــن بـســم الله الـرّحـمٰـن الــرّحـيـم همه مراجع شيعه در رساله توضيح المسائل ، اولين مسئله اي كه مطرح مي كنند بشرح زير درج گرديده . يعني مسلمان به اصول دين بايد از روي دليل و برهان اعتقاد پيدا كند ، وپس از اعتقاد به اصول دين جهت انجام احكام دين به سه روش زير عمل كند . 1- يا بايد مجتهد باشد ؛ 2 - يا به احتياط عمل كند ؛ 3 - ويا از مجتهد اعلم تقليد نما يد . مسـئله 1- عقيده مسلمان به اصول دين بايد از روي دليل باشد ، و نمي تواند در اصول دين تقليد نمايد ، يعني بدون دليل گفته كسي را قبول كند . ولي در احكام دين بايد يا مجتهد باشدكه بتواند احكام را از روي دليل بدست آورد ، يا از مجتهد تقلــيد يقين كند ، تكليف خود را انجام داده است يا به احتياط عمل كند ، مثلاً اگر عده اي از مجتهدين عملي را حرام مي دانند و عده ديگر مي گويند حرام نيست ، آن عمل را انجام ندهد ، و اگر عملي را بعضي واجب و بعضي مستحب مي دانند ، آنرا بجا آورد ، پس كسانيكه مجتهد نيستند و نمي توانند به احتياط عمل كنند واجب است از مجتهد تقليد نمايند . مسئله 2 – تقليد در احكام ؛ عمل كردن بدستور مجتهد است . و از مجتهدي بايد تقليد كرد كه مرد و بالغ و شيعه دوازده امامي و حلال زاده و زنده و عادل باشد . و نيز بنا بر احتياط واجب بايد از مجتهد ي تقليد كرد كه حريص بدنيا نباشد و از مجتهد هاي ديگر اعلم باشد ، يعني در فهميدن حكم خــدا از تمام مجتهدهاي زمان خود استاد تر باشد .
يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر اليل والنهار يا محول الحول و الا حوال حول حا لنا الي احسن الحال عيد سعيد نوروز را به همه هموطنان عزيزم تبريك عرض نموده و آرزوي سلامتي و موفقيت روز افزونتان را از خداوند متعال مسئلت مي نمايم .
اصل پنـجـم – مــعــا د – بخش پنجم بســم الله الـرّحـمٰٰـن الــرّحـيـم ۱۳– بـهِشـت و اســامــي ﺁن بهشت ( جنــّت ) و دوزخ ( جهنـّم ) دو موجود حقيقي از مخلوقات خداوند متعال هستند . جايگاه بهشت در آسمانها و جهنـّم در دل زمين است . خداوند نيكوكاران را به بهشت و زشتكاران را به جهنـّم وعده داده و بدون ترديد انسان ها به جزاي اعمال خود مي رسند . در بهشت خداوند ، نعمت هاي عظيم و لذّت هاي بي پاياني را براي بهشتيان قرار داده و براي رسيدن از آنها شرايطي را قرار داده كه بدون احراز آن شرائط ، ورود به بهشت امكان ندارد كه مهم ترين آنها تقواي الهي است . خداوند درقرآن مجيد مي فرمايد : « و أُزلفت الجنـّة ُ للمتـّقين غير بعيد . سوره ق ، آيه۳۱ ». « و آن روز بهشت را براي اهل تقوي نزديك آرند تا هيچ دور از آن نباشند » . « إن المتـّقين في جنـّاتٍ و نهرٍ . في مقعد صدقٍ عند مليكٍ مُقتدر.سوره قمر ، آيه ۵۴- ۵۵ ». « يقينا ً اهل تقوي در باغ ها و كنار نهر ها منزل گزينند . در منزلگاه صدق و حقيقت نزد خداوند عزت و سلطنت جاوداني متنعمند ». بهشت يا دار الكرامة آخرين منزل موحدّين است كه با داشتن خصوصيّات مختلف ، داراي اسامي متعدّد نيز مي باشد : ۱ – جنـّة النـّعيم ؛ ۲ - جنـّة الخلد ؛ ۳ - جنـّة العَدن ؛ ۴ - جنـّةالمأوي ؛ ۵ - جنـّة الفردوس ؛ ۶- جنـّة النـّور ؛ ۷ - جنـّة القرار ؛ ۸ - جنـّة دارالسلام . در روايات نيز با نشانه ها و خصو صيات مختلفي از ان ياد شده مثل : دار البقاء ( خانه هميشگي ) ؛ دارالســـلامـــة ( خانه امن و ســلامت ) ؛ لا مــوتٌ فــيه ( بدون مـــرگ ) ؛ لا هَــرَم ( بدون پيري ) ؛ لا سَقـْم و لا عِلـّة ( بدون بيماري ) ؛ لا آفة ( بدون آفت ) ؛ لا زًوال ( بي پايان ) ؛ لا غم ّ( بدون غم و غصه ) ؛ لا حاجة ( بدون نياز ) . از بررسي مجموع اين تعبير ها كه در لسان معصومين (عليهم السلام ) آمده در مي يابيم كه چند مو ضوع كه انسان در دنيا از آن رنج مي برد در بهشت وجود ندارد : « پيري ، درد ، بيماري ، حادثه ، پايان ، فلج ، غصّه ، افسردگي ، احتياج ، ناداري و فقر » . برحسب مضمون برخي احاديث ، آنجا جايگاه ثروت و محلّ سعادت و كانون كرامت و خانۀ هميشه موجود است . به نعمت هاي بهشتي در چند جاي قرآن اشاره شده كه بيشترين آن در سوره واقعه ، آل عمران و زخرف آمده است دراين آيۀ كريمه در وصف آن آمده است : « يا عباد لا خوف عليكم اليوم و لا أنتم تحزنون ........ سوره زخرف ، آيه ۶۸ – ۷۲ ». « اي بندگان من ! امروز نه ترسي بر شماست و نه اندوهگين مي شويد . همان كساني كه به آيات ما ايمان آوردند و تسليم بودند . ( به آنها خطاب مي شود : ) شما و همسرانتان در نهايت شادماني وارد بهشت شويد ! . ( اين در حالي است كه ) ظـرف ها ( ي غذا ) و جام هاي طـــلايي ( شراب طهور ) را گردا گرد آنها مي گردانند ؛ و در آن ( بهشت ) آن چه دل ها مي خواهد و چشم ها از آن لذّت مي برد موجود است ؛ و شما هميشه در آن خواهيد ماند . اين بهشتي است كه شما وارث آن مي شويد به خاطر اعمالي كه انجام مي داد يد ». براي ورود به بهشت به مناسبت اعمال هر گروه يك درب باز شده است . بر حسب روايات درب هاي بهشت هشت باب است : ۱ - باب الأعــظم ؛ كه درب مخصوص انبياء (عليهم السلام ) و اوصياي آنان و صدّيقين است . ۲- باب الصّـُــلحاء ؛ كه شهداء و علماي صالح از آن وارد مي شوند . ۳- باب الصّبر ؛ مخصوص صابرين و مصيبت ديده گان است . ۴ - باب الشـّكر ؛ مخصوص شاكرين و عباد الصالحين است . ۵- باب الـرّحمة ؛ مخصوص تــوبــه كنندگان است . و كودكان و مسلمانان ضعيف العقيده ايست كه با اهل بيت (عليهم السلام ) عداوت نداشته اند و در دنيا مستضعف بوده اند .
۶ - باب البلاء ؛ مؤمناني كه در دنيا دچار درد ، فقر ،غــربت ، امراض لا علاج و امثال آنها بوده اند ، از اين درب وارد مي شوند . ۷ - باب الذاكرين ؛ ياد آوران خدا ۸ - باب المعروف ؛ كه امام صادق(ع) در اين مورد مي فرمايد : « در كارهاي نيك با برادرانتان رقابت كنيد و از اهل معروف باشيد ، زيرا براي بهشت دربي است كه به آن درب معروف مي گويند و داخل آن نمي روند ، مگركساني كه در دنيا كارهاي نيك انجام داده اند . نورالثقلين ، ج۴،ص۵۰۶ ».
در جايي اسامي درب هاي بهشت به ترتيب زير نيز نقل شده است : بهشت داراي هشت درب است.« بحار الانوار.ج ۸. ص ۹۲۲و۱۲۹» امام صادق(ع) از پدرش از جدش، از امير المومنين علي (ع) نقل مي كند كه فرمود: « بهشت داراي هشت درب است، دربي است كه از آن پيامبران و صديقان وارد مي شوند، و درب ديگري است كه از آن شهيدان و صالحان وارد ميشوند و از پنج درب ديگر شيعيان و دوستان ، وارد مي شوند و من همواره بر صراط ايستاده دعا مي كنم و ميگويم : خدايا! شيعيان و دوستان و ياران و كسانيكه در دنيا مرا دوست مي داشتند سالم و از خطر دور بگردان». در اين هنگام از دل عرش ندايي مي رسد كه : دعايت را مستجاب كردم و شفاعتت را در حق پيروانت پذيرفتم ، آنگاه هر فردي از شيعيان و دوستان و يارانم و آنهايي كه با دشمنانم با گفتار و كردار مبارزه كرده اند، مي توانند هفتاد هزار نفر از همسايگان و نزديكانشان را شفاعت كنند. و از درب هشتم ساير مسلمين از كساني كه به لااله الا الله شهادت مي دهند و در دلشان ذره اي از دشمني ما اهلبيت وجود ندارد ، داخل بهشت شوند. مطابق آيات قرآن بهشت هشت نام دارد و شايد نام درب هاي بهشت را كه به عدد هشت خواندند از آن بابت باشد. نام هاي بهشت ۱و۲- جنتان(دو بهشت) ۳- جنات النعيم ۴- جنات عدن ۵- جنات الماوي ۶- جنه الخلد ۷- جنات الفردوس ۸- جنت عاليه اين تفاوتها شايد به خاطر اعمال افراد است كه بر اساس عدل الـــهي هر كسي در درجه اي قرار مي گيرند چنانكه امام صادق (ع) مي فرمايد: « نگوييد بهشت يكي است ، زيرا خداوند مي فرمايد: پايين تر از آن ، دو بهشت ديگر است و نگوييد يك درجه است ، چرا كه خداوند مي فرمايد : درجا تـي است بعضي بالاتر از بعضي ديگر، واين تفاوت به خاطر اَعمال آنها است . تفسير مجمع البيان، ج۹،و۱۰، ص۲۱۰ ». از روايات مي توان فهميد كه مردم از لحاظ ارزش كارهايي كه كرده اند ، داراي موقعيتهاي مخصوصي هستند كه از درب هاي معيني كه تناسب با اعمال آنها دارد ، وارد بهشت مي شوند و آنها عبارتند از: ۱- باب المجاهدين ۲- باب المصلين(درب نماز گزاران) ۳- باب الصائمين(روزه داران) ۴- باب الصابرين(صبر كنندگان) ۵- باب الشاكرين(شكر گزاران) ۶- باب الذاكرين(ياد آوران خدا) ۷- باب الحاجين(حج كنندگان) ۸- باب اهل المعروف كه امام صادق(ع) در اين مورد مي فرمايد : « در كارهاي نيك با برادرانتان رقابت كنيد و از اهل معروف باشيد ، زيرا براي بهشت دربي است كه به آن درب معروف مي گويند و داخل آن نمي روند ، مگركساني كه در دنيا كارهاي نيك انجام داده اند . نورالثقلين ، ج۴،ص۵۰۶ ».
خصو صيّات بهشت و بهشتيان دربيشتر از هزار آيه از قرآن كريم آمده و در روايات بي شماري هم به آ ن پرداخنه شده كه اين مختصر ، گنجايش پرداختن به همه آنها را ندارد . و عزيزاني كه علاقمند به مطالعه دراين زمينه باشند مي توانند به تفسير قرآن مراجعه فرمايند . ۱۴ - جهــنـّم و كــيـفـر كــردار ظــا لـمان درحقيقت بايد گفت زبان از وصف دوزخ عاجز و قلم از شرح آن ناتوان است ؛ امـّا اجما لا ً مي گوئيم : جهـنـّم ، مكان وحشتناك و مخوفي است كه هر وقت فرستادگان خداوند و اوصياي بزرگ الهي به ياد آن مي افتادند ، مي گريستند ، حتـّي گاهي با صداي بلند ، فرياد و ناله مي زدند و همواره از عظمت آنجا به خداوند سبحان پناه مي بردند . خداوند در قرآن مي فرمايد : « لها سبعة أبواب ٍ لكل ّ باب ٍ منهم جزٌ مقسوم ٌ . سوره حجر ، آيه ۴۴ ». « براي حهنم هفت در وجود دارد و براي هر دري ، گروه معيّني از آنها تقسيم شده اند ».
گفتار امين وحي ، جبرئيل (عليه السلام ) در خصوص جهنـّم
ابو بصير مي گويد : به امام صادق (عليه السلام ) عرض كردم : يابن رسول الله ! مرا بيم دهيد كه قلبم سخت شده است . امام (عليه السلام ) فرمودند : « يا أ با محمّد ! اسْتَعِدّ لِلْحَيَاةِ الطوَيلَةِ ؛ فإنّ جبرئيل إلي النّبي ؟ و هو قاطبٌ و قد كان قبل ذلك يجيءُ و هو مُتبسّم ٌ. فقال رسول الله ؟ يا جبرئيل ! جئتني اليوم فاطباً ؟ فقال : يا محمد ! قد وضعت منافخ ُ النـّار ........ سوره حجّ ، آيه ۲۲ - بحار الا نوار ، ج ۸ ص ۲۸۰( منافع النار) ». « اي ابو بصير ! خود را براي زندگي طولاني ] جهان آخرت ] مهيـّا نما ؛ چرا كه روزي جبرئيل بررسول گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله و سلم) وارد شد در حالي كه سخت گرفته و ناراحت بود با اينكه پيش از آن خندان به محضر پيامبر (صلي الله عليه وآله و سلم) وارد مي شد . پيامبر [ كه حال او را ديدند ] فرمودند : اي جبرئيل ! چرا امروزغمگين نزد ما آمدي ؟ جبرئيل پاسخ داد: اي محمّد (صلي الله عليه وآله و سلم) حفره هايي كه از آن برآتش جهنـّم مي دمند را گشوده يافتم . پيامبر فرمودند : اي جبرئيل ! اين حفره ها چگونه هستند ؟! جبرئيل عرض كرد : اي محمّد (صلي الله عليه وآله و سلم) ! خداوند عزّ و جلّ امر به برپايي آتش نمود ؛ پس هزار سال در آتش جهنـّم دميده شد تا اينكه سفيد شد ، سپس هزار سال ديگر در آن دميده شد تا لهيب آن سرخ شد ، سپس هزار سال ديگر در آن دميده شد تا به رنگ سياه در آمد ؛ سياهي بسيار تاريك كه اگر ذرّهاي از جرقـّه آن در آب هاي زمين بيفتد همۀ مردم زمين از بوي تعفـّن آن هلاك مي شوند . و اگر يك حلقه از زنجير آن آتش كه طول [ هر حلقه ] هفتاد ذرع است در دنيا بيفتد ، همۀ دنيا از حرارت آن ذوب مي شوند . و اگر لباس هاي اهل جهنـّم را بين زمين وآسمان بياويزند ، اهل دنيا همگي از بوي بد آن خواهند مــُرد ؛ امام صادق (عليه السلام ) فرمودند : پس پيامبر(صلي الله عليه وآله و سلم) به گريه افتادند و جبرئيل نيز گريه كرد . پس از آن خــداونـد مــلـكي را به سوي آنها فرستاد كه به آن دو گفت : خداوند بر شما درود مي فرستد و مي گويد : اگر گناهي مرتكب شديد شما را از غذاب آن امان مي دهم . سپس امام (عليه السلام ) فرمودند : پس از اين واقعه پيامبر (صلي الله عليه وآله و سلم) ديگر جبرئيل را خندان نديدند . سپس فرمودند : اهل جهنـّم ، آن را بزرگ مي دارند و اهل بهشت نيز ، آن و نعمت هايش را عظيم مي پندارند . اهل جهنـّم هنگامي كه داخل مي شوند ، هفتاد سال در آن سر گردانند و هنگامي كه به بالاي آن مي رسند بر سندانهايي از آهن كوبيده مي شوند و به قعر جهنـّم باز گرداند ه مي شوند . اين معناي قول خداوند است كه فرمود : ( هرگاه كه بخواهند از شدّت اندوه از آن [ جهنـّم ] بيرون روند به آن باز گردانده شوند و [ گويند ] عذاب آتش را بچشيد ) . سپس پوست بدنشان به پوستي ديگر تبديل مي شود [ در اين هنگام ] امام صادق (عليه السلام ) [ به ابو بصير ] فرمودند : آيا كافي است ؟ ابو بصير عرض كرد : [ بلي ] يابن رسول الله كافيست ! كافيست ! ». تقريبا ً در اكثر سوره هاي قرآن ، نام بهشت و جهنـّم كنار هم قرار گرفته است . با اين وجود خداوند از جهنـّم بيشتر ياد كرده است ؛ زيرا مي خواهد بندگان توبه كنند . خداوند در قيامت ، دوزخ را به همه نشان مي دهد و پس از آن بندگان گناهكار را در حضور همگان به جهنـّم مي اندازد . قرآن در سوره مريم ، به اين موضوع اشاره كرده است . « فوربك لنحشرنهم و الشياطين ثم لنحضرنهم حول جهنم جثيا ً . ...سوره مريم ، آيه ۶۸– ۷۲ ». « سوگند به پروركارت كه همه آنها را همراه با شياطين در قيامت جمع مي كنيم ؛ سپس همه را – در حالي كه به زانو در آمده اند – گرداگرد جهنـّم حاضر مي سازيم . سپس از هر گروه و جمعيـّتي ، كساني را كه در برابر خداوند رحمان از همه سركش تر بوده اند ، جدا مي كنيم . بعد از آن ، ما به خوبي از كساني كه براي سوختن در آتش سزاوارترند ، آ گاهتريم ! . و همه شما ( بدون استثنا ) وارد جهنـّم مي شويد ؛ اين امري است حتمي و قطعي بر پروردگارت ! . سپس آنها را كه تقوا پيشه كردند از آن رهايي مي بخشيم ؛ و ظالمان را - در حالي كه ( از ضعف و ذ ّلت ) به زانو در آمده اند – در آن رها مي سازيم » . همچنان كه در ابتدا گفته شد ، شكر نعمت آفرينش و موهبت هاي بي شمارعطا شده از جانب ربّ العالمين ، واجب عقلي است و فطرت هر فرد عاقلي به آن گواهي مي دهد . مقام و عنايت ربوبي نيز اقتضا دارد كه بعد از قبولي اعمال بندگان آنها را وارد دار الكرامۀ هميشگي كند . امـّا متأسفانه غرور و خود خواهي ، بعضي از مردم را با وجود شناخت فطري آفريدگار و درك لزوم شكر منعم ، فريفته و شيطان برآنان مسلـّـط مي شود ادّعاي خدايي كرده و چون فرعون همه مردم را غلامان و بندگان خود دانسته و برجان ، مال و ناموس مردم مسلـّط شدند و هر نوع ستم را برمخلوق الهي روا داشتند . برخي به بتها سجده كردند و برخي در مقابل ستمگران ، سر تعظيم فرود آوردند ، و برخي به گناهان مبتلا گشته و ترك توبه نمودند و خود را از دائره رحمت الهي ، بيرون بردند تا آنجا كه اعمال آنان چون آتش جلوه كرده و آنها را براي هميشه در زندان دوزخ زنداني نمود . كردار زشت گنهكاران در دنيا براي آنها نعمت ودر آخرت عذاب را در پي خواهد داشت . ۱۵ – خُــلود در عالم آخــرت در ميان مذاهب اسلامي ، دربحث عدل الهي اختلافات بسياري وجود دارد ؛ برخي اساسا ً معتقدند كه عقل ما قادر به درك عدل الهي نبوده و قائلند كه هرچه را خداوند انجام دهد ، مصداق عدل است؛ حتـّي اگر اراده كند پيامبري را در آتش بسوزاند و ظالمي را در بهشت جاي دهد . و گروهي هم عدل را بر خداوند ، ضروري مي دانند . اينكه گروه اوّل چرا به عدل اعتقاد ندارند و گروه دوّم چرا به آن ملتزمند ، در اصل دوم ، (عدل الهي) به آن پرداخته شده است . امـّا آنچه را بايد بدان اشاره كنيم اين است كه معتزله و شيعيان به عدل الهي اعتقاد دارند . اين شهرت آنچنان براي اين دو طايفه ثابت است ، كه علماي علم كلام اسلامي ، نام « عدليـّه » را بر آنها گذارده اند ؛ بنابراين عدل از ضروريات مذهب تشيـّع است . شبهه اي كه برخي وارد مي كنند اين است كه اگر خداوند عادل است ، بايد به ميزان جرم بنده او را مجازات نمايد ؛ مثلا ً اگر بنده اي هفتاد سال گناه كرده ، هفتاد سال بايد غذاب شود ، بنا براين عدل الهي با خلود سازگار نيست . در اين بخش به دو دليل خلود ، يعني ابدي بودن در بهشت و جهنـّم را ثابت مي كنيم . ( نكته مهم دراين بحث اثبات دلايل خلود در جهنـّم است ؛ چرا كه خلود در بهشت را مي توان با صفات رحمانيّت ، كرم ، رأفت ، عـفـو ، مغفرت و امثال ذالك اثبات كرد). دليل اوّل : حكم عقل است . تاريخ ستمـــگران جهان نشان مي دهد ، حاكـــمان ستمگري همچون « شدّاد» ، « فرعون » ، « نمـــرود »، « ضحـّّّـا ك »، « شاپــور ذوالاكــتاف »، «چنگــيـز » ، « هيتلر »، «ترومن »، « استالين »، « لنين »، و در زمان ما پهـلوي ، صَــــدام ، شارون ، نتانيا هو ، بوش پدر و پسر ، اوباما ، قذافي ، حسني مبارك ، علي عبداله صالح ، آل خليفه ، آل سعود و...... و هزاران هزارامثال آنها كه در هر عصر و زماني حاكم بوده و هستند . خود را ابدي دانسته و چون پايان حكمراني براي آنان مفهومي نداشت ، عده اي را به دور خود جمع كرده و به هر ظلم و جنايتي دست مي زدند و هركس مخالف كامـــروايي آنان مي شد آنها را با شديد ترين شكـــنجه و ظلم و جــنايتي از بين مي بردند . غرور و خود خواهي آنان به جايي رسيد كه حتـّي اگر كسي جمله اي يا شعري مي گفت كه با سلطنت آنان مخالف بود ، او را از بين مي بردند . حال جاي اين سؤال است : اگر خـــالق متعــال ،آن گونه كه گمان مي كردند آنها را تا ابد مهلت مي داد و آنان در مسند حكمراني خود باقي مي ماندند ، آيا به آن فكر مي افتادند كه بنده خدا باشند و حقّ مظلوم را بپردازند و عدل و داد را گسترش دهند ؟ يا بر غرورشان افزوده مي شد و بيشتر خود را ذي حقّ مي دانستند ؟ همان طوري كه « شدّاد بن عاد » پس از ساليان سلطنت ادّعاي خدايي كرد . خلاصه پاسخ اين است كه عدل اقتضا مي كند كه اگر انسان بنا داشته باشد ، تا ابد مرتكب اعمال نيك يا بد شود، پاداش يا كـيفر آن نيز بايد ابدي باشد ؛ چرا كه عقيده و تشخيص هر انساني براي خودش معتبر است . براي مثـال اگر كسي معـتـقـد باشد كه براي حفظ سلامت خود لازم است ، انسان بي گناهي را بكشند تا از خونش استفاده كند ، بايد بپذيرد كه اگر فرمانروايي قوي تر از او بر اوضاع مسلـّط شد او هم مي تواند ، همين استفاده را از او بنمايد ؛ چنان كه نيكو كاران معتقدند اگر از مظلومي حمايت كنند يا دست ضعيقي را بگيرند ، عدل اقتضا مي كند ، كه اگر روزي خود دچار نا تواني شدند از آنها به جبران اعمال نيك گذشته دستگيري خواهد شد . دليل دوّم : دليل نقلي از كتاب و حديث است ؛ خداوند قاهر متعال به حكم عدل ، جزاي هر عملي را به تناسب آن عمل مي دهد ؛ همه متدينين به اديان و كتب آسماني اين حقيقت را از انبياء الهي گرفته اند كه جزاي عمل نيك مردم مؤمن ، تفضـّل و رحمت بهشت است و متقابلا ً كيفر ظالمان و ستمگران دوزخ . در بياني حضرت امام محمد باقر ( عليه السلام) نام درب هاي جهنم را چنين بازگو مي فرمايد : ۱- درب اعلي جهنم ، جحيم نام دارد. ۲- لظي (پوست بد نت و صورت را مي برد). ۳- سقــر (آتش داغ). ۴- حُطمه (آتش افروخته). ۵- هاويه (آتش سوزان). ۶- سعـير (سوزان). در قرآن كريم آيات بسياري موضوع خلــود را مطرح نموده ؛ لذا در مورد مؤمنان فرموده : « وعدالله المؤمنين و المؤمنات جنا تجري من تحتها الا نهار .... سوره توبه ، آيه ۷۲». « خداوند به مردان و زنان با ايمان ، باغ هايي از بهشت داده كه نهرها از زير درختانش جاري است ؛ جاودانه در آن خواهند ماند ؛ و مسكن هاي پاكـــيزه اي در بهـشت ها ي جــــاودان ، ( نصيب آنها ساخته ) و خشنودي خدا ( از همه اينها ) برتر است ؛ و پيروزي بزرگ همين است». و در مورد گروه مقابل فرموده : « وعد الله المنافقين و المنافقات و الكفار نارجهنـّم خالدين فيها .... سوره توبه ، آيه ۶۸ ». « خداوند به مردان و زنان منافق و كفـّار ، وعدۀآتش دوزخ داده ؛ جاودانه در آن خواهند ماند - همان براي آنها كافي است . – و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته ؛ و عذاب هميشگي براي آنها ست ». . چون موضوع مقاله ، فقط آشنايي با مباني است و برگرفته از بعضي آيات قرآن مي باشد به جهت رعايت اختصار از ادامه بحث به صورت گسترده پوزش مي طلبيم . فقط به قسمتي از آيات سوره مباركه واقعه دقّت بفرماييد. اين دو گروه به زيبايي در اين آيات از هم تفكيك شده اند . « و أصحاب اليمين مآأصحاب اليمين .في سدر ٍ مخضود.... سوره واقعه ، آيه۲۷ - ۴۰» . « و اصحاب يمين و خجستگان ، چه اصحاب يمين و خجستگاني ! . آنها در سايۀ در ختـــان ( سِدر ) بي خار قرار دارند ، . و در سايۀ درخت ( طلح ) پر برگ = [ درختي خوشرنگ و خوشبو ] . و سايۀكشيده و گسترده ، . و در كنار آبشار ها، . و ميوه هاي فراوان ، . كه هرگز قطع و ممنوع نمي شود ، . و همســراني بلند مرتبه !. ما آنها را آفرينشي نوين بخشيديم ،. و همه را دوشيزه قرار داديم ،. زناني كه تنها به همسرشان عشق مي ورزند و خوش زبان و فصيح و هم سن و سالند !. اينها همه براي اصحاب يمين است ،. كه گروهي از امّتهاي نخستينند ،. و گروهي از امّتهاي آخرين !. » . « و أصحاب الشمال مآأصحاب اشمال .في سموم و حميم ...... سوره واقعه ، آيه۴۱ - ۴۸ ». « و اصحاب شمال ، چه اصحاب شمالي ( كه نامۀاعمالشان به نشانۀجرمشان به دست چپ آنها داده مي شود ) !. آنها درميان بادهاي كشنده وآب سوزان قرار دارند ،. و در سايۀ دود هاي متراكم و آتش زا !. سايه اي كه نه خنك است و نه آرام بخش !. آنها پيش از اين ( در عالم دنيا ) مست و مغرور نعمت بودند ،. و بر گناهان بزرگ اصرار مي ورزيدند ،. و مي گفتند : [ هنگامي كه ما مُرديم و خاك و استخوان شديم ، آيا برانگيخته خواهيم شد ؟ . ] يا نياكان نخستين ما ( بر انگيخته مي شوند) ؟!» . « قل إن الا وّلين و الا خرين . لمجموعون إلي ميقات يوم معلوم .... سوره واقعه ، آيه ۴۹ – ۵۶ ». « بگو : اولين و آخرين ، . همگي در موعد روز معيّني گرد آوري مي شوند ،. سپس شما اي گمراهان تكذيب كننده ! . قطعا ً از درخت زقـّوم مي خوريد ،. و شكمها را از آن پر مي كنيد ، . و روي آن از آب سوزان مي نوشيد ،. و همچون شتران مبتلا به بيماري عطش ، از آن مي آشاميد !. اين است وسيلۀ پذيرايي از آنها در قيامت !». بحث معاد را در اينجا به پايان رسانده واز علاقمندان به اين موضوع تقاضا مي شود ، جهت آشنايي و شرح بيشتر مطالب و موضوعات به تفاسيرقرآن كريم و كتب مفصّل علما اعلام مراجعه فرمايند . التماس دعــا .
اصل پنـجـم – مــعــا د – بخش چـهـا رم
بســم الله الـرّحـمٰٰـن الــرّحـيـم
10– ســـــؤال هـمـگــاني اسـت
به رغم اينكه برخي از روايات و اخبار حاكي از آن است كه برخي به جهت طهارت مطلق و برخي به دليل گناه بسيار مورد سؤال واقع نمي شوند امـّا قرآن كريم در جايي خبر از اين داده كه حتي انبياء هم از سؤال روزقيامت معاف نيستند . قرآن كريم سوگند ياد مي كند : « فو ربـّك لنسئلنـّهُم أ جمعين . سوره حجر ، آيه 92 ». « قسم به پروردگار تو كه از همه آنها سؤال خواهيم كرد ». هنگامي كه خداوند بيان مي كند كه از پيامبران سؤال خواهد شد ، اين خبر را با دو تأكيد پي درپي – كه در زبان عربي متداول است – اعلام مي كند ، آنجا كه مي فرمايد : « فلنسئلن الذين أُرسل إليهم و لنسئلن المرسلين . سوره اعراف ، آيه 6 ». « به يقين ( هم ) از كساني كه پيامبران به سوي آنها فرستاده شوند ، سؤال خواهيم كرد ؛ و (هم ) از خود پيامبران سؤال مي كنيم ». البته ظاهراً معناي سؤال از پيامبران ، مؤاخذه آنها نيست ؛ طبق بيان برخي از تفاسير ازپيامبران در مورد آنچه كه ابلاغ كرده اند و به منظور شهادت سؤال خواهد شد . اساسا ً به لحاظ شرايط عصمت ، مؤاخذه انبياء بردليل قصور منتفي است ، بنا براين اين آيه با آن دسته از روايات كه حساب و كتاب انبياء را منتفي مي داند ، معارض نيست . 11 - ذرّه هـا را دريابيد از آنجا كه خداوند در قرآن از هر چيزي كه در نظام طبيعت است خبر داده و همه اخبار قرآن بدون كم وكاست با واقعيّت تطابق دارد ، انسان انديشمند و با ايمان كه معتقد است قرآن كلام الهي و وحي آسماني است ، در مي يابد هر آن چه كه قرآن در مورد سرنوشت انسان و رزق و روزي و تولـّد و مرگ و معاد خبر داده حقّ است و به وقوع خواهد پيوست ؛ بنا براين عقل انسان حكم مي كند اگردر قيامت محاكمه و كتاب عمل وجود دارد ، نبايد كوچكترين عملي از قلم بيفتد . و ذره اي گناه خصوصا ً حقّ النـّاس باقي نمي ماند مگر اين كه خداوند آن را به حساب مي آورد چنان كه در سوره زلال مي فرمايد : « فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره . و من يعمل مثقال ذرة شرا ً يره . سوره زلزال ، آيه 7 و8 ». « پس هر كس هم وزن ذرّه اي كار خير انجام دهد آن را مي بيند ! . و هركس هم وزن ذرّهاي كار بد كرده آن را مي بيند ! ». 12 – مقام شفاعت در قيامت خداوند همه بندگان را دوست دارد ، براي آنكه همه عالم را به رحمت خود آفريد ، انبياء بزرگ و امامان معصوم را براي هدايت آنها فرستاد و به وسيله كتب آسماني آنها را تأييد فرمود تا بندگان او را به پرستند و از پرستش بت ها دست بر دارند . امـّا از آنجا كه شيطان و نفس امـّاره دائما ً انسان را وسوسه مي كند ، بنده گرفتار گناه و عصيان مي شود ، فلذا هم به خود ظلم مي كند – يعني به خدا شرك مي ورزد – و هم به ديگري ظــلم مي كند و حق مردم را پا يما ل مي كند . ازآنجا كه عدل الهي اقتضا ميكند كه همه گناهكاران به جزاي اعمال خود برسند ، بسياري از مردم در روز قيامت گرفتار خواهند بود . البتـّه اصل برپايي قيامت ، نشانه عدل باري تعالي است و روز قيامت چنين برنامه اي مسلـّم است و هيچ كس مورد عفو نيست مگر آن گروه از ايمان آورندگان كه نه شرك ورزيدند و نه حق مردم را ضايع نموده اند امـّا بايد توجـّه داشت كه اگر بنا باشد خداوند صرفا ً با عدل خود در قيامت رفتار كند ، با توجـّه به اينكه خداوند با ارسال پيامبران و كتب آسماني حجّت را براهل عالم تمام كرده است ، بسياري از مردم نصيبي ازمواهب الهي نخواهند برد . خداي ارحم الراحمين ، نظر رحمت خود را بر مردم گسترانيده و براي بندگان گنهكار خود علاجي قرار داده است كه آن را پس از بيان دسته بندي گناهــكاران – كه در ذيل مي آيد – مطرح مي كنيم . مردم گناهــكار و محروم به دو گروه تقسيم مي شوند : گروه اوّل : افراد كافر و مشرك كه از دائره رحمت و مرحمت الهي خارج شدند و حيران و سرگردان با يكديگر مخاصمه مي كنند و هريك ديگري را متـّهــم نموده و ملائكه به آنها خطاب مي كنند : « و بُرِّ زَتِ الجحيم ُ للغاوين ..... سوره شـعراء ، آيه 91 – 94 ». « و جـهــنـّم براي گــمراهــان آشــكار گردد . و به آنــان گـــفته شود : آنچه به جاي خــداوند ( برگزيديد ) . آيا شما را ياري مي دهند يا خود ياري مي يابند ؟ . آنگاه ايشان و گمراهان ( ديگر ) در آن سرنگون شوند ». آنها در جواب مي گويند : « وَ جُنـُودُ إبليسَ أ جْمَعُـونَ . قالُوا و هم فيها يختصمون. ........ سوره شـعراء ، آيه 95 – 101 ». « وبا تمام سپاه ابليس بر جهنم در آيند . و در دوزخ به مجادله و خصومت با يكديگر گويند : به خدا قسم ما در گمراهي بسيار آشكار بوديم . كه شما بُت ها را مانند پروردگار جهانيان پرستش مي كرديم . وما را گمراه نكردن جز قوم تبهكار بد ، انديش . كه در اين روز سخت نه شفيعي داريم . و نه يك دوستي مهربان كه از ما حمايتي كند . اي كــاش كه بار ديگر بدنــيا باز مي گشتيم تا به خداي يگانه ايمان مي آورديم » . گروه دوم : گناهكاران محرومي هستند كه جرائم آنان از روي جهل و ناداني و شهوت بوده است . اين عدّه نيز استحقاق عقاب دارند ، امـّا از آنجا كه خداوند سبحان وعده آمرزش داده و همه علم به رأفت و مهرباني خداوند داريم ، به وسيله شفاعت مقرّبان و نيكان از جرائم بندگان گنهــكاري كه از روي عمد و عناد مرتكب خطا نشدند ، صرف نطر مي نمايد وآنان را مشمول عنايت خود قرار مي دهد و اينها مؤمنا ن فاسقي هستند كه با اعضا بدن خود مرتكب گناه شدند . خداوند به رحمت واسعه خود براي بندگان صالح و شهداي عاليقدر ، حق شفاعت از گناهكاران مؤمن امّت را عطا فرموده است ، ولي اين مقام داراي شرائط خاصي است كه دسته مخصوصي ازانبياء و اولياء معصومين (عليه السلام ) و برخي شهداء به آن نائل مي شوند و بدون اجازه حضرت حق ، كسي قدرت شفاعت ندارد ؛ بنابراين موضوع شفاعت در روز قيامت به گونه اي انجام خواهد شد كه در آية الكرسي به آن تصريح شده است . شفاعت از الطاف و عنايات خاصِ مالك يوم الدّين است و فقط با اراده او در اختيار عدّه اي قرار مي گيرد ؛ چنانكه پروردگار عالم در اين رابطه در قرآن مجيد مي فرمايد : « من ذا الذي يشفع عنده الا باذنه يعلم ما بين ايديهم ..... سوره بقره ، آيه 255 ». « كيست كه نزد او ، جز به فرمان او شفاعت كند ؟! – بنا براين ، شفاعت ِ ، شفاعت كنندگان ، براي آنها كه شايسته شفاعــتـند ، از مالكيت مطلقه او نمي كاهد . – آنچه را در پيش روي آنها و پشت سرشان است مي داند ؛ - و گذشته و آينده ، در پيشگاه علم او ، يكسان است . – و كسي از علم او آگاه نمي گردد ، جز به مقداري كه او بخواهد ». و نظير آن كلام خداوند است ، درباره شفاعت ملائكه كه عدّه اي آنها را فرزندان خـــداوند مي پنداشتند و حقّ شفاعت را مخصوص آنها دانسته و به آنها متوسّل مي شدند ، كه خداوند به آن اشاره مي كند و مي فرمايد : « لا يسبقُونه بالقول و هم بأمره يعلمون .... سوره انبياء ، آيه 27 – 28 » . « هر گز در سخن بر او پيشي نمي گيرند ؛ و (پيوسته ) به فرمان او عمل مي كنند . او اعمال امروز و آينده آنها را مي داند ؛ و آنها جز براي كسي كه خدا راضي – به شفاعت براي او – است شفاعت نمي كنند ؛ و از ترس او بيمناكند ». اين آيه در خصوص معــرّ في مقام و مأمــوريّت فرشتگان است . انبياء در مقابل كساني كه مي گفتند خداي آسمان براي خود اولاد انتخاب كرده پاسخ مي دادند : « ملائكه براي ما احكام الهي را مي آورند ، و خداوند از اينكه داراي اولاد باشد منزّه است » ؛ يعني اختيار ملائكه محدود است و هر كاري را نمي تواند انجام دهند . خلاصه سخن اين كه شفاعت فقط به اذن خداوند سبحان انجام مي شود ؛ برخلاف قبائلي از اعراب حجاز كه براي بت هاي خود قائل به مقام شفاعت بودند و گمان مي كردند آنها داراي اين مقام هستند ؛ لذا مي گفتند « هؤلاء شفعائنا عندالله ، اينان شفيعان ما نزد خداوند هستند »خداوند در اين باره در قرآن كريم مي فرمايد : « و يعبدون من دون الله ما لا يضرهم و لا ينفعهم ...... سوره يونس ، آيه 18 ». « آنها غير ازخدا ، چيزهايي را مي پــرسـتـنـد كه نه به آنان زيان مي رساند ، و نه سودي مي بخشد ؛ و مي گويند : اينها شفيعان ما نزد خدا هستند . بگو : آيا خـــداوند را به چيزي خبر مي دهيد كه در آسمانها و زمين سراغ ندارد ؟! منزّه است او ، و برتر است از آن همتاياني كه قرار مي دهند ». شفاعت به اذن پروردگار متعال براي انبياء و ائمّه (عليهم السلام ) ، اولياء و شهداء در روايات ثابت شده است ، دراين خصوص احاديث بسياري به ما رسيده ، از جمله : حديث حسين بن خالد از حضرت امام رضا(عليه السلام ) از حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام ) كه حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه وآله و سلم) فرمود : « من لم يؤمن بحوضي فلا أوردهُ الله حوضي ، ........ بحار الانوار ، ج 8 ، ص 34 ، ح 4 ». « هر كس به حوض من – حوض كوثر – اعتقاد ندارد ، خداوند او را در حوض من وارد نمي كند و هر كس به شفاعت من اعتقاد ندارد . خداوند او را مشمول شفاعت من نمي كند ؛ سپس فرمود : شفا عت من مختصّ به مرتكبين گناهان كبيره از امّتم است ؛ و نيكو كاران هيچ گرفتاري و منعي ندارند . آنگاه حسين بن خالد مي گويد : از امام رضا (عليه السلام ) سؤال كردم : معناي فرمايش خداوند در آيه ( و آنها جز براي كسي كه خدا راضي – به شفاعت براي او – است شفاعت نمي كنند ) چيست ؟ حضرت فرمود : شفاعت نمي كنند مگر براي كساني كه دين آنها مورد قبول باشد ». حديث فوق علاوه بر اينكه رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله و سلم) را به عنوان شفاعت كننده روز محشر معرفي مي كند ، شرايط شفاعت شونده را نيز بيان مي دارد . در حديث ديگري داود بن سليمان از حضرت امام رضا (عليه السلام ) از حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام ) روايت كرده كه رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله و سلم) فرمود : « إذ كان يوم القيامة وُلـّينا حساب شيعتنا، ....بحار الا نوار ، ج 8 ، ص 40 ، ح 24 ». « زماني كه روز قيامت فرا رسد توليت حساب شيعيان ما به خودمان سپرده مي شود ، اگر بدهكاري كسي ، بين او و خدا باشد ما واسطه مي شويم و خدا اجابت مي كند و كسي كه به مردم بدهكار باشد ، ما از مردم طلب بخشش مي كنيم و آنها به خاطر ما او را مي بخشند و اگر به ما بدهكار باشند ،ما در عفو و چشم پوشي از گناه او سزاوارتريم ». درپايان به مقام شفاعت حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام ) و زهراي اطهر (عليها السلام ) و خاندان پاك و مطـّهر ايشان و سلاله عترت از امام حسن و امام حسين (عليهما السلام ) تا امام زمان (عليه السلام ) اشاره مي كنيم كه در دعاي توّسل ، آنها را شفــيع روز قيامت نزد خـــداوند متــعال مي دانيم . با عنايت به صراحت آيات و روايات شفاعت ، جايي براي انكار باقي نمي ماند . تنها بايد پاسخ شبهه برخي از مسلمانان افراطي را بدهيم كه شيعه را به خاطر عقيده به شفاعت، مشرك مي دانند . شيعيان امامان معصوم خود را به جاي خداوند نمي پرستند . تنها از آن جهت كه معصومين(عليهم السلام ) نزد خداوند مرتبه اي والا دارند ، آنها را واسطه قرار مي دهند . و از اين طريق حاجات خود را نزد خداوند عرضه مي كنند . امـّا گـروه وهــّابي از آن جهت كه با اهل بيت عصمت(عليهم السلام ) دشمني دارند شيعه را به پرستش آنها متـّهم مي كنند در حالي كه ما قائل به مقام شفاعت براي آنها هستيم . مسئله واسطه قرار دادن پيامبر (صلي الله عليه وآله و سلم) و طلب مرزش واستغفار دردنيا به وسيله پيامبر (صلي الله عليه وآله و سلم) يكي از مسلـّمات ِ عقائد ماست و شيعه اماميّه به نصّ صريح قرآن عمل مي كند آنجا كه خداوند مي فرمايد : « و لو انهم إذ ظلموا أنفسهم جاءُ وك فا ستغفرواالله ....سوره نساء ، آيه 64 ». « ... و اگر اين مخالفان ، هنگامي كه به خود ستم مي كردند – و فرمانهاي خدا را زير پا مي گذاردند ، - به نزد تو مي آمدند ؛ و از خدا طلب آمرزش مي كردند ؛ و پيامبر هم براي آنها استغفار مي كرد ؛ خدا را توبه پذير و مهربان مي يافتند ». اين آيه به روشني بيان مي كند كه مقام پيامبر (صلي الله عليه وآله و سلم) در دنيا و آخرت در نزد خداوند محفوظ است و هميشه مي تواند از بندگان ، نزد خداوند شفاعت كند و طلب استغفار و حاجت از پيامبر(صلي الله عليه وآله و سلم) به هيچ وجه شرك نيست . بر همين اساس چون خاندان مطـّهر و عترت پاك حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه وآله و سلم) نزد خداوند ، همان مقام را دارا هستند و همگي داراي عصمت و طهارت هستند به دليل آيه تطهير كه فرمود : « انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس ..... سوره احزاب ، آيه 33 ». « ... خدا ورسولش را اطاعت كنيد ؛ خداوند فقط مي خواهد پليدي و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا ً شما را پاك سازد » . پس توسّل جستن و طلب مغفرت و شفاعت و واسطه شدن در شفاي مريض وحلّ مشكلات به واسطه اولياء الهي أبدا ً اشكالي ندارد و با قرآن مطابقت دارد .
اصل پنـجـم – مــعــا د – بخش سوم بســم الله الـرّحـمٰٰـن الــرّحـيـم 7 – چگونگي زنده شد ن در قيامت چگونگي حشرو زنده شدن مردگان يا معاد با همين جسمي كه انسان در دنيا دارد ، از مسلـّمات عقايد شيعه مي باشد كه از آيات و محكمات قرآن نيز استفاده مي شود. براين اساس همه بايد به معاد جسماني معتقد باسند و بدانند كه همگي با همين جسم نزد خداوند حاضر خواهند شد و ديگرهيچ اختياري نخواهند داشت . درمورد چگونگي زنده شدن انسان ها با همين بدن دنيايي در قرآن كريم آمده است : « كـما بدأ كـم تـعودون . سوره اعراف ، آيه 29 ». « همان گونه كه در آغارز شما را آفريد ، بار ديگر در رستاخيز ، باز مي گرديد ». برخي انسان ها به دليل غوطه ور شدن در انديشه هاي مادّي ، بر انگيخته شدن آدميان را با بدن دنيايي باور ندارند ، ولي اگر انسان با انديشۀ صحيح و برهان ، قدرت هر موجود را برحسب مصلحت و حكمت ، از آن ِ خالق متعال بداند ، درك مسئله براي او آسان مي شود ؛ يعني به خوبي مي فهمد كه آنكه ازابتداء بدون نقشه اين انسان را آفريد ، مي تواند بار ديگر هم همان را ايجاد كند . خداوند در جواب فكر ناقص بشر به او ياد آوري كرده و مي فرمايد : همان گونه كه در ابتدا نبوديد و ما از خاك تيره شما را پديد آورديم ، مجدّدا ًشما را باز مي گردانيم . « منها خلقنٰـكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارةً أُخري . سوره طه ، آيه 55 ». « ما شما را از آن [ زمين ] آفريديم ؛ و در آن باز مي گردانيم ؛ و بار ديگر ( در قيامت ) شما را از آن بيرون مي آوريم ». « أ يحسب الانسان ألـّن نجمع عظامه . بلي قادرين علي أن نسوّي بنانهُ. سوره قيامت ، آيه 3و4 » « آيا انسان مي پندارد كه هرگز استخوان پوسيدۀ او را جمع نخواهيم كرد . بلي ، آگاه باشد كه ، ما قدرت داريم ، حتـّي سر ، انگشتان او را موزون و مرتـّب كنيم ». يكي از مشركين به نام عـُدي بن ربيعة ابن ابي سلم به خدمت رسول اكرم (صلي الله عليه وآله و سلم) رسيد و استخوان پوسيده اي را به حضرت نشان داد و پرسيد : آيا اين استخوان به صورت صحيح در خواهد آمد ؟ آيات فوق در پاسخ به عـُدي بن ربيعه نازل د . قرآن كريم در جاي ديگري مي فرمايد : « وضرب لنا مثلا ً ونسي خلقه قال من يحي العظام و هي رميم . قل يحييها الذي أنشأ ها اوّل مرّةٍ و هو بكلّ خلق ٍ عليم ٌ . سوره يس ، آيه 78 و 79 » . « و براي ما مثالي زد و آفرينش خود را فراموش كرد و گفت : « چه كسي اين استخوان ها را زنده مي كند در حالي كه پوسيده است ؟! » . بگو : « همان كسي آن را زنده مي كند كه نخستين بار آن را آفريد ؛ و او به هر مخلوقي داناست ». سؤال از كيفيّت نشور و برانگيخته شدن در روز قيامت و تشكيل شدن مجدد بدن هاي پوسيده ، تنها اختصاص به كفـّار ندارد ، بلكه موحّدين و حتـّي پيامبران هم در اين زمينه از حضرت حق ، سؤال داشتند ؛ به عبارت ديگر ، گروهي از مردم ازروي انكار در مورد اين مسأ له سؤال مي كردند و دسته اي ديگر علي رغم اينكه به قدرت لا يزال الهي ايمان داشتند از روي ابهام و به جهت افزايش معرفت ، از كيفيّت بازسازي جسم هاي پوسيده سؤال مي كردند . اين سؤالي بود كه حتـّي ذهن ابراهيم خليل الله ( عليه السلام ) را هم به خود مشغول كرده بود و او را وادار به پرسش كرد . قرآن كريم در اين باره مي فرمايد : « و اذ قال إبراهيم رب أ رني كيف تحي الموتي .... سوره بقره ، آيه 260 » . و( به خاطر بياور ) هنگامي را كه ابراهيم گفت : « خدايا ! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مي كني ؟ » فرمود : « مگر ايمان نياورده اي ؟ » عرض كرد : « آري ،ولي مي خواهم قلبم آرامش يابد » فرمود : « در اين صورت چــهـارنـــوع ازمـــرغان را انــتخاب كن ! و آنها را ( پس از ذبح كردن ) ، قطعه قطعه كن ، ( و در هم بيــامـيــز ! ) سپس بر هر كوهي ، قسمتي از آن را قرار بده ،بعد آنها را بخوان ، به سرعت به سوي تو مي آيند ! و بدان خـــداوند قادر و حكــيم است (هم از ذرات بدن مردگان آگاه است ، و هم توانايي بر جمع آنها را دارد )» . در حديثي از امام صادق ( عليه السلام ) آمده است كه : « عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) قال : جاء أُ بي بن خلفٍ فأخذ.... تفسيرعياشي ، ج 2 ، ص 296 ، ح 89 » . « از حضرت امام صادق ( عليه السلام ) روايت شده كه شخصي به نام اُ بي بن خلف نزد رسول اكرم (صلي الله عليه وآله و سلم) رسيد و استخوان كهنه اي را از ديواري درآورد و خرد كرد و به آن حضرت گفت : زماني كه ما به استخوان هاي پوسيده و خردشده اي تبديل شديم ، آيا دوباره با يك آفرينش جديد بر انگيخته مي شويم ؟ ! خداوند در پاسخ به او ، اين آيه را نازل كرد : ( براي ما مثالي زد و آفرينش خودرا فراموش كرد و گفت : چه كسي اين استخوان ها را زنده مي كند ، در حالي كه پوسيده است ؟! بگو : همان كسي آن را زنده مي كند ، كه نخستين بار آن را آفريد ؛ و او به هر مخلوقي داناست ) ». حشر و زنده شدن ، مخصوص انسان نيست ؛ بلكه حيوانات نيزمحشور مي شوند چون قرآن مي فرمايد : « و اذا الوحــوش حــُشرت . سوره تكــويــر، آيه ۵ ». « زماني كه وحوش ، حيوانات بيابان ، محشور شوند » . « إن كانت الا صيحة واحدة فإذا هم جميعٌ لدينا محضرون . سوره يس ، آيه 53 ». « صحـــيۀ واحـــدي بيش نيست ، ناگـــهان هــمگي نزد ما احـــضــار مي شوند ».
8 - موقف هاي قيامت در روز قيامت مواقفي است كه خداوند براي محاكمۀ همه عالم قرار داده است و انسان بايد بايستد و جواب دهد . خداوند در قرآن مجيد مي فرمايد : « احشروا الذين ظلموا و أزواجهم و ما كانوا يعبدون ....سوره الصافات ، آيه 22- 24 » . « در اين هنگام به فرشــتگان دســتور داده مي شود : ظالــمان و هم رديــفـا نــشان و آنچه مي پرستيدند را محشور كنيد . آري ، آنچه را – جز خدا مي پرستيد ند ، [ جمع كنيد ] وبه سوي راه دوزخ هدايتشان كنيد . آنها را نگه داريد كه بايد باز پرسي شوند ». و در آيۀ ديگر مي فرمايد : « و لو تري إذ الظالمون موقوفون عند ربهم يرجع بعضهم الي بعض القول . سوره سبأ ، آيه 31 ». « واگرببيني هنگامي كه اين ستمگران در پيشگاه پروردگارشان ( براي حساب و جزا ) نگه داشته شده اند در حالي كه هر يك گناه خود را به گردن ديگري مي اندازد ». طبق آنچه كه ما احصاء كرديم ، دراحاديث پــنجاه موقف از مواقف قــيامت نام برده شده كه به تعبير روايات ، تمام موجـودات بايد از اين مواقـف عــبور كنند و آن را « پـُل صــــــراط » مي گويند ». « صــراط » در لغت به معناي طريق و راه آمده كه به صورت « پل » تعبير شده است ، و عبور از آن به معني كنترل انسان ها و رسيدگي به حساب و كتاب آنها ست . همۀ مردم اجبارا ً بايد از آن عبور كنند و اين يك امتحان است . اعتقاد به وجود « صــراط »از ضروريـّات دين مقدّس اسلام است و مراد از آن همان گذر گاهي است كه بر روي جهنـّم كشيده شده و مردم برحسب وضع ايمان و اعمالشان اگر از آن عبور كنند موفـّق به ورود به بهشت مي شوند . اين گذر براي همه يكسان نيست ؛ چون شهداء ، اولياء ، عده اي از نيكوكاران بسيار سريع مي گذرند ؛ عده ديگر بسيار سخت و براي جمعي ديگر از مردم امكان عبور و گذشتن از آن نيست و در دوزخ سقوط مي كنند . ( معاد و عدل، مرحوم آية الله سيد علي علم الهدي به نقل از كتاب حق ّ اليقين علامه مجلسي ) . وجود نوراني پــيامبر اكرم حضرت محـمـّــد بن عـــبد الله (صلي الله عليه وآله و سلم) ذيل آيه شريــفه « وجيء يومئذٍ بجهنـّم . سوره فجر ، آيه 23 » در حديث مفصّـلي مي فرمايد : در موقع عبور از گذرگاه مخصوص « پـُل صــراط » در سه نوبت انسان را باز خواست مي كنند . 1 – از وظيفۀ امانت داري و رحِم يعني حق ّ خويشاوندان سؤال مي شود . 2 - از فريضۀ نماز سؤال خواهد شد . 3 – از حقوق مردم باز جوئي مي شود . افرادي كه ازاين سه موقف به سلامت عبور كنند ، بايد شكر و سپاس خــداوند را به جاي آورند . صاحب كتاب « كفاية الموحدين » در شرح عقبات صراط مي فرمايد : « در عقبات صرط از هفت موضوع سؤال مي شو د : 1 – از ولايت وايمان به امامت مطلقه وصي و جانشين نبي مكرم اسلام يعني امير المؤمنين حضرت علي بن ابي طالب ( عليه السلام ) و اوصياي بعد از او تا امام زمان (عج) . 2 – از فريضه نماز كه ستون دين و عمود آن است . 3 - از زكات و خمس كه فريضه اي است كه اغلب مردم به آن توجه نمي كنند . ۴ – از روزه كه طاعت پروردگار است . 5 – از حجّ كه خداوند آن را بر اغنياء فرض نموده . 6 – از طهارت ، شايد مراد از طهارت ، طهارت باطن و عقائد قلبي نيز باشد . 7 - از مظلمۀ خلق و حقوق مردم كه سخت ترين سؤال است . اعـــرا ف كــُجـاست؟ يكي از مواقف مهم ّ درقيامت جايگاه مخصوص أولياء الهي و معصومين ( عليهم السلام ) است . آنها هم بر اهل جهنم و هم بر اهل بهــشت اشرافــيـت دارند وهمه را مي شناسند و با آنها سخن مي گويند و از سر نوشت آنها با خبرند . در قرآن به آن جايگاه مخصوص اشاره شده است . آنجا كه مي فرمايد اهل بهشت به جهنميان مي گويند ما به وعده الهي رسيديم ، آيا شما هم به آنچه خداوند فرموده بود رسيديد ؟ چون در قيامت صف هايي تشكيل مي شود ، كه دو گروه را از جدا مي كند . « و نادي أصحاب الجنه أصحاب النار أن قد و جد نا........سوره اعراف ، آيه 44 – 46 » . « و بهشتيان دوزخيان را صدا مي زنند كه آنچه را پروردگار مان به ما و عده داده بود ، همه را حق يافتيم ؛ آيا شما هم آنچه را پروردگارتان به شما وعده داده بود ، حق يافتيد ؟ ! در اين هنگام ندا دهنده اي در ميان آنها ندا مي دهد كه لعنت خدا بر ستمگران باد !همان ها كه [ مردم را ] از راه خدا باز مي دارند ، و مي خواهند آن را كج و معوج نشان دهند ؛ و آنها به آخرت كافرند ». ودر ميان آن دو [ بهشتيان و دوز خيان ] ، حجابي است و بر « اعراف » مرداني هستند كه هريك از آن دو را ، از چهره ها شان مي شناسند ، و به بهشتيان صدا مي زنند كه درود بر شما باد ، امـّا داخل بهشت نمي شوند در حالي كه اميد آن را دارند » . و بر حسب مفاد بعضي احاديث حجاب ، بين دو گروه ، حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) است . ومفاد بعضي روايات نيز اميدوارن ِ داخل شدنِ ِدر بهشت را كساني شمرده كه حسنات و سيـّئـات آنان برابر است و به كمك شفاعت اولياي الهي مي توانند وارد بهشت شوند . اما اين ( يعني اعراف ) جايگاهش كجاست و چگونه قرار داده شده ؟ در تفسير برهان از معلـّي بن خنيس از عبدالله بن عباس رسيده كه او گفت : « جايگاه اعرا ف بلند تر از صراط و جسر جهنّم است و در آن موضع بلند حضرت حمزه و حضرت جعفروحضرت اميرالمؤمنين( عليهم السلام ) بر شيعيان آل محمـّد ( عليهم السلام ) نظارت دارند ، و شيعيان آل محمـّد ( عليهم السلام ) را با چهره هاي نوراني و دشمنان را به چهره هاي غبار آلود ه و سياه مي شناسند » . ابو بصير مي گويد از امام صادق ( عليه السلام ) در مورد آيه شريفه « و علي الاعراف رحال يعرفون كلا ًّ بسيماهم » سؤال كردم ؛ حضرت فرمودند : « نحن اصحاب الاعراف فمن عرفنا ه كان منّا ومن كان منّا كان في الجنة و من انكرناة في النّار . بحار الانوار ، ج24 ، ص 251 » . « اصحاب اعراف مائيم ؛ پس هر كس را در آنجا بشناسيم از ما خواهد بود و هر كس از ما باشد اهل بهشت است و هر كس كه ما را انكار كند در جهـنـّم است ». در بعضي روايات نيز آمده آنان كه اميدوارند اهل بهشت باشند ، بعضي از مستضعفين فكري و عقيدتي هستند كه دردنيا به معارف و اولياء و علماي دين دسترسي نداشته اند . قرآن كريم با توجه به احتمال وجود افرادي كه به راستي به انوار هدايت دسترسي ندارند ، چنين گروه هايي را از عذاب روز رستاخيز امان داده است . آنجا كه مي فرمايد : الا ّ المُستضعفين من الرّجال و النساء و الو لدان لا يستطيعون حيلة و لا يهتدون سبيلاً . سوره الرحمن ، آيه 39 » . مگر آن گروه از مردان و زنان و كودكان كه به راستي ناتوان بودند كه گريز و چاره اي بر آنها نبود و راهي براي نجات خود از كفر نمي يافتند ». 9 – چگونگي محاكمه در قيامت هنگامي كه بندگان براي سؤال و جواب در محضر ربّ العالمين جل جلاله حاضرمي شوند به چند دسته تقسيم مي شوند ؛ گروهي از مجرمين جن و انس ، مانند جنايتكاران ، سلاطين جور و تبهكاراني كه اعمال آنها شيطاني بوده است . اين گروه بدون هيچ سؤالي وارد جهنّم مي شوند؛ زيرا خداوند ازحال آنها با خبر است . اين دسته حتـِّياگر مورد سؤال هم واقع شوند ، نمي خواهند به اشتباه خود اقرار كنند ؛ چون رسم جنايتكاران در دنيا اين است كه جرم و جنايت خود را در دادگاه ها انكار مي كنند و يابه گونه هاي مختلف چهره حقيقي قضيه را تغيير مي دهند و براي رفع اصل حاثه جعل اسناد كرده و خون را پاك مي كنند؛ اين گروه در قيامت هم قصد دارند جرائم خودرا انكار كنند ، ولي از آنجا كه عالم قيامت ، علم حضور و شهود است ؛ يعني هر چيز و هر حادثه دنيايي ، صورت واقعي خودش رانشان مي دهد ، دست خائن بهدزدي و قتل و توطئه اعتراف مي كند و پاها هم حركت خود را به سوي گناه اعلام مي كنند . خلاصه همه اعضاء بدن انسان به كردار خود اقرار ميكند ؛ چه پوست بدن باشد يا سلولي از خون انسان ، همگي در نزد خداوند اقرار مي كنند پس سؤال لازم نيست . « فيو مئذٍ لا يُسئل ُ عن ذنبه ِ إ نسٌ و لا جانّ ٌ . سوره الرحمن ، آيه 39 ». « در آن روز هيچ كس از انس و جن ازگناهش سؤال نمي شود،وهمه چيز روشن است ». « يُعرفُ المُجرمُون بسيماهُم فيو خذ بالنـّواصيو الأ قدام . سوره الرحمن ، آيه 41 ». « مجرمان از چهره هايشان شناخنه مي شوند ؛ و آن گاه آنها را از مو هاي پيش سر ، و پاهايشان مي گيرند ، و به دوزخ مي افكنند ». « اليوم نختم علي أفواههم و تكلمنا أيدبهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون . سوره يس ، آيه 65 ». « امروز بر دهانشان مهر مي زنيم و دست ها يشان با ما سخن مي گويند و پاهايشان كار هايي را كه انجام مي دادند ، شهادت مي دهند ». گروه ديگري كه بدون سؤال از صحراي محشر عبور مي كنند ابـــرار از جن و انــس هستند كه طهارت آنها مسلـّم است و خداوند به حال نيكوي آنها واقف است . امـّا كساني كه ما بين اين دو مرتبه قرار دارند ، بايد منتظر دريافت كتاب عمل خود باشند . كتابي كه در آن همه امور زندگي دنيا ثبت شده است . سعادتمندان با ديدن كتاب اعمال خود ، شادمان مي شوند و درمقابل ، خاسرين از ديدن آن غمگين و حيرت زده ميشوند . نشانه سعادتمندي بنده اعطاي نامه اعمال به دست راستش است و علامت زيانكار بودن او قرار گرفتن نامه اعمال به دست چپش است. در اين مورد قرآن كريم مي فرمايد : « و إنّ عليكم لحافظين . كراماً كاتبين . يعلمون ما تفعلون . سوره انفطار ، آيه 10- 12 » . « و بي شك نگاهباناني بر شما گمارده شده . كه والا مقامند و نويسنده ، اعمال نيك و بد شما ، كه مي دانند شما چه مي كنيد ». و در آيه ديگري مي فرمايد : « و تري كل أمة جاثيه كل أُمة ٍ تدعي إلي كتابها اليوم ......سوره جاثيه ، آيه 28 – 29 ». « در آن روز هر امتي را مي بيني – كه از شدت ترس و وحشت – بر زا نو نشسته ؛ هر امتي به سوي كـــتابش خـــوانده مي شود ، ( و به آنها مي گويند : ) امروز جزاي آن چه را انجام مي داديد به شما مي دهند . اين كتاب ماست كه به حق با شما سخن مي گويد – و اعمال شما را باز گو مي كند ؛ - ما آنچه را انجام مي داديد ، مي نوشتيم » . در مورد گروه سعادتمند ، قرآن چنين مي فرمايد : « فامّا من أُوتي كتابه بيمينه . فسوف يُحاسبُ حسابا ً يسيراً ....سوره انشقاق ، آيه 7 – 9 ». « پس كسي كه كتابش به دست راستش داده شود . در آينده نزديك محاسبه آساني دارد . و به سوي اهل ايمان و هم عقيده خودش به شادي باز مي گردد ». و امـّا در مورد گروه زيانكار چنين مي فرمايد : « و اما من اوتي كتابه ظهره . فسوف يدعوا ثبورا ً و يصلي سعيرا ً . سوره انشقاق ، آيه 10 – 12». « و گروه ديگر، آن گروهي كه كتاب او از پشت سرش داده مي شود . به زودي فـــــرياد مي زند : واي برمن كه هلاك شدم ! و در شعله هاي آتش مي سوزد » . زماني كه نامه اعمال گنهكاران به دست چپ آنها داده شد و دانستند كه دوزخ در انتظار آنها است ، دست به دامان خدايان دروغين و معبود هاي پوشالين خود مي شوند و از آنها استمداد مي كنند . اين درحالي است كه خود آن معبود ها از پيروان خود نزد خداوند بيزاري مي جويند و حتي دس به فرا فكني مي زنند ؛ به اين بيان كه پيروان خود را را متـّهم به هوا پرستي مي كنند . قرآن كريم در اين باره مي فرمايد : « و يوم يناديهم فيقول أين شركائي الذين كنتم تزعمون .....سوره قصص ، آيه 62 – 64 ». « روزي را به خاطر بياوريد – كه خداوند آنان را ندا مي دهد و مي گويد : كجا هستند همتاياني كه براي من مي پنداشتيد ؟! . گروهي – از معبودان – كه فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است ، مي گويند : پروردگارا ! ما اين ها را گمراه كرديم ؛ - آري – ما آنها را گمراه كرديم هما ن گونه كه خودمان گمراه شديم ؛ ما از آنان به سوي تو بيزاري مي جوييم ؛ آنان در حقيقت ما را نمي پرستند – بلكه هواي نفس خود را پرستش مي كردند - . و به آنها گفته مي شود : معبودهايتان را كه همتاي خدا مي پنداشتيد بخوانيد – تا شما را ياري كنند - ! معبود هايشان را مي خوانند ، ولي جوابي به آنان نمي دهند . و – دراين هنگام – غذاب الهي را – با چشم خود – مي بينند ، آرزو مي كنند : اي كاش ! هدايت يافته بودند ». مسأ له به اينجا ختم نمي شود و هنگامي كه مجرمين نامه اعمالشان كه هيچ گفتار و كردار دنيايي در آن از قلم نيفتاده مي گويند : « يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لا يغادر صغيرة و لا كبيرة ..... سوره كهف ، آيه 49 » . مي گويند : « اي واي بر ما ! اين چه كتاب است كه هيچ عمل كوچك و بزرگي را فرو نگذاشته مگر اينكه آن را به شمار آورده است ؟! و ( اين در حالي است كه ) همه اعمال خود را حاضر مي بينند ؛ و پروردگارت به هيچ كس ستم نمي كند ».
اصل پنـجـم – مــعــا د – بخش دوم
بســم الله الـرّحـمٰٰـن الــرّحـيـم
۳ – كيفيّت مـرگ انسان
همان گونه كه آغازحيات بشر به امر پروردگار عا لم است ، مرگ نيز فقط به امر خا لق متعا ل است و اين مرحله به انسان اختصاص ندارد . مسئله مرگ و نابودي موجودات براساس تبديل و تبدّل همه عالم از مادّه به صورت ، و از يك قابليّت بالقوّه به يك فعليّت كه دائما ً در كليه عرصه هاي زندگي موجودات زنده وجود دارد استوار است . بدون شكّ همه موجودات دراين مسير قرار دارند و همه علـّت ها در معلول خود تأثير مي گذارند ، در زمان فرا رسيدن شرائط لازم براي تكامل و رسيدن به مرحلۀ علـّت تامـّه چنين وضعيتي را در همه عا لم به وجود مي آورند . مانند تبديل دانه در دل خاك كه به واسطه نزول باران به گياه و غذا و سپس تبديل غذا به خون و گوشت و نطفه و ايجاد نيرو . در مراحل بعدي هريك از اين موهبت هاي الهي ، سبب ايجاد نعمت ديگري مي شود و توالد و تناسل همه موجودات و لقاح ميان درختان ميوه دار و گياهان و جفت گيري انواع حيوانات و بالاخره تكاثر طبيعي ، در همه عرصه هاي عالم شكل مي گيرد . امّا همه اين مراحل به امر الهي و تحت اراده او انجام مي گيرد . زيرا عالم خلق با علم الهي و حكمت و قدرت او ايجاد شده و حيات و دوام و پايان آن نيز به خداوند متعال مربوط مي شود . چنانكه در قرآن مجيد مي فرمايد : « الله يتوفي الأ نفس حين مو تها _ سوره زمر ، آيه ۴۲» . « خــداونــد ارواح را در هــنگام مــرگ قــبـض مي كند ». و به دستور الهي ، اين عمل به وسيله ملك الموت كه فرشته مخصوص قبض ارواح است و حضرت عزرائيل ( عليه السلام ) نام دارد ، انجام مي گيرد . او در اجراي فرمان الهي لحظه ايي تأمـّل نمي كند و آن را به تأخير نمي اندازد . چناكه خداوند در قرآن مي فرمايد : « قـُل يتوفـّاكم ملك الموت الـّذي وُ كـّل بكم . – سوره سجـده ، آيه ۱۱ ». « بگو ملك الموتي كه موكـّل به شما است شما را قـبض روح مي كند ». در جاي ديگر به كار فرشتگانِِِِ ِهمراهِ ملك الموت اشاره شده است . « حتـّي إذا جاء أحدكـُمُ الموت ُ توفـّتـهُ رسلنا و هم لا يـُفرّ طُون . – سوره انعام ، آيه ۶۱ » . « زماني كه مرگ به سراغ يكي از شما بيايد رسولان ما او را قبض روح مي كنند ، و آنها كوتاهي نمي كنند». آيۀ اول فرموده خدا نفس انسان را مي ميراند . مقصود از « نفس » نفس ناطقه كه همان جان و روح انساني است ، مي باشد و معني مرگ جدا شدن از تن است ، درآيۀ بعد فرموده : ملك الموت كه نامش عزرائيل ( عليه السلام ) است روح انسان را قبض مي كند . درآيۀ سوم فرمود ه : وقتي زمان مرگ بنده خدا رسيد ، فرستادگان ما كه از نوع فرشتگان هستند انسان را مي ميرانند و كار خود را سريع و بدون سهل انگاري انجام مي دهند . هر سه آيه اشاره به يك حقيقت دارد كه با بيان هاي مختلفي براي سهولت درك انسان آورده شده است . امـّا در مورد سختي و يا آساني جدا شدن روح از بدن به فرمايشات معصومين ( عليه السلام ) رجوع شود . بديهي است ايمان و تقوي در اين امر بسيار مؤثراست ؛ به گونه اي كه همه مردم تصديق ميكنند كه مؤمن هنگام موت ، لبخند بر لب داشته و روحش آرام و مطمئن است و با ارواح اولياء معصومين ( عليه السلام ) ارتباط بر قرار مي كند ؛ مانند اكثر شهداء كه غالبا ً به آرامي جان از بدن آنها جدا مي شود . در مقابل گنهكاران با درد و رنج جان مي دهند و حتـّي زبان آنها به هيچ وجه به ذكر لا اله الاّ الله باز نخواهد شد .
۴– برزخ و مراحل پس از مـرگ
عا لم برزخ فاصله زماني بين مـرگ تا قيامت است . در قرآن مجيد در اين مورد آمده است كه چون انسان مـُرد ، درقبر مي ماند و دوباره به خاك مبدّل شده و روزي كه خداوند اراده كند ، دوباره با همين بدن فعلي خود محشور ميشود ؛ يعني در واقع بين عالم دنيا تا ظهور قيامت ، مدّتي طولاني به نام « برزخ » وجود دارد ، چنانكه خداوند مي فرمايد : « و من ورائهم برزخٌ إلي يوم يُبعثون . _ سوره مؤمنون آيه ۱۰۰ » . « وقتي انسان ها مـُردند پس از آنها برزخي است تا روز ي كه برانگيخته شوند ». به عالم برزخ « عالم ارواح » نيز مي گويند ؛ زيرا با وجود اين كه بدن انسان پوسيده و متلاشي شده ، ولي روح انسان باقي است و درعالم برزخ زندگي مي كند . ارواح در عالم برزخ داراي طبقات و گروه هايي هستند ؛ برخي در شرافت و سيادت اند و برخي در ذلـّت و سر افكندگي ؛ برخي اجا زۀ تصرّف درعالم مادّه را دارند و برخي در قفس قبر گرفتارند ؛ برخي هــمـنـشيـنان خود را مي بينند و مي شــناســـند و برخي در حيــرت و وحــشت ِ تنهايي و ابهـام فرو رفته اند . البته روشن است كه همه ارواح به لحاظ درجه باهم يكسان نيستند و از مواهب الهي به يك اندازه بهره مند نمي شوند ؛ چنانكه ارواح شهدا نزد خداوند با ارواح اموات فرق دارند . آنان نمرده اند و مانند زندگان در محضر خداوند روزي مي خورند . قرآن كريم در ردّ اين مسئله كه مردم شهيد را مرده مي پندارند تأكيد دارد و مي فرمايد : « ولا تحسبن ّ الـّذين قتلوا في سبيل الله أمواتاً بل أحيا ٌ عند ربّهم يرزقون ....سوره آل عمران ، آيه ۱۶۹ و ۱۷۰ » . « ( اي پيامبر !) هرگــز گمـان مَبر، آنان كه در راه خدا به شهادت رسيده اند ، مانند ساير مردم مرده اند ، بلكه زنده اند و ( روح آنان ) نزد پروردگار متعال ( به تناسب غذاي روح ) روزي مي خورند و در آنجا به خاطر نعمت هاي فراواني كه خداوند از فضل خود به ايشان بخشيده ، خوشحالند ، و به خاطر كساني كه هنوز به آنها ملحق نشده اند ( يعني مجاهدان و شهيدان آينده ) ، خوش وقتند ، ( زيرا مقامات بر جستۀ آنان را در آن جهان مي بينند ، و مي دانند ) كه نه ترسي بر آن هاست و نه غمي خواهند داشت » . قرآن كريم در جاي ديگر مي فرمايد : « و لا تقو لوا لمن يُقتلُ في سبيل الله اموات ٌ بل احياٌ و لكن لا تشعرون . سوره بقره ، آيه ۱۵۴ » . « به آنان كه در راه خدا كشته مي شوند مرده نگوئيد ! بلكه انان زنده اند ولي شما نمي فهميد ». نكتۀجالب توجّه اين است كه به هنگام تحذير ، خداوند در آيه اول خطاب مي فرمايد : « ولا تحسبن ّ ، هرگــز گمــان نبريد » و در آيه دوم مي فرمايد : « لا تقولوا ، نـگـوئـيد »، اين التفات ازگمان به قول شايد به اين جهت باشد كه مردم بدانند كه ارواح شهداء آزادند . خصوصــيات قـــبـض ارواح مردم با ايمان و جان دادن كــافــران به طور تفصيل از بيان ائمۀ هـُـديٰ در جلد ششم بحار الا نوار آمده است . ۵ – چگونگي سـئوال در قــبـر سئوال خداوند از بندگان و پاسخ ارواح پس از مرگ ، از مسلـّمات دين است ؛ هر چند انسان در زندگا ني دنيا به آن تو جّه ندارد و گمان مي كند كه رفتار و كردار او بدون حساب و كتاب است ، در حالي كه خــداونــد آن قـدر اين موضوع را گســترده و با اهـميّت قرار داده است كه مي فرمايد هيچ عملي و حتـّي نيـّتي را فرو گذار نخواهيم كرد . « و وُضع الكتاب ُ فتري المجرمين مشفقين ممّا فيه و يقولون يا .... سوره كهف ، آيه ۴۹ ». « و كتاب ( كتابي كه نامه اعمال همه انسان هاست ) در آنجا گذارده مي شود ، پس گنهكاران را مي بيني كه از آنچه در آن است ، ترسان و هراسانند و مي گويند : ( واي برما ! اين چه كتابي است كه هيچ عمل كوچك و بزرگي را فرو نگذاشته مگر اينكه آن را به شماره آورده است ؟!) و – اين در حالي است كه گنهكاران – همه اعمال خود را حاضر مي بينند ؛ و پروردگارت به هيچ كس ستم نمي كند ». و در مورد سئوال قبر و زمان آن سليمان بن مقبل از حضرت موسي بن جعفر ( عليه السلام ) نقل مي كند كه فرمود : « اذا مات المؤمنُ شيـّعهُ سبعون ألف ملك الي قبره ، اُدخل قبره أتاهُ منكرٌ و نكير فيقعدانه و يقولان له : من ربّـُك ؟ و ما دينـُك ؟ و من نبييُك ؟ فيقول: ريّي الله ، و محمّدٌ(صلي الله عليه وآله و سلم) نبيّي ، و الا سلام ُديني ، فيفسحان له في قبره مدّ بصره ، و يأتيانه بالطعام من الجّنة ، و يُدخلان عليه الرّوح ُ و الريحان (۱) و ذالك قوله ُ عزّو جلّ : [ فأ مّا إن كانمن المقربين . فرو حٌ و ريحان ٌ ] (2) يعني في قبره [ و جنـّة ُ نعيم ٍ ] (۳). ۱- در قــرآن «رَوح» به معــني تـنفـّس و ارامش كامل و « رِيحان » غذاي مناسب با عالم ارواح براي هميشه است . ۲ - سوره واقعه ، آيه ۸۸ و ۸۹ ۳ - سوره واقعه ، آيه ۸۹ ». « حضرت موسي ابن جعفر ( عليه السلام ) فرمود : زماني كه مؤمني مي ميرد ، هفتاد هزار فــرشــته او را تا قــبـرش تشـيـيـع مي كــنـنـد ، و قتي كه در قــبر گـــذارده شد ، دو ملك به نــام « نـَكير و مُنكر » (5) نزد او مي آيند و ازاو سئوال مي كنند : پروردگارت كيست ؟ و دين تو چيست ؟ و پيامبرت كيست ؟ پس جواب مي دهد : الله ، پروردگار من و مُحمّـد (صلي الله عليه وآله و سلم) نبّي من و اسلام دين من است ، پس مرقد او را تا چشم كار مي كند وسيع مي كنند ، و غذاي بهشتي براي او مي آورند و در روح و ريحان واقع مي شوند چرا كه به فرمودۀ خداوند : ( پس اگر او از مقرّبين درگاه الهي باشد . در روح و ريحان است ) يعني قبر او ( و در بهشت پر نعمت است ) يعني درآخرت [ سعادتمند و اهل بهشت خواهد بود ] » . چگونگي سئوال در قبر و زمان آن نسبت به كافر و مسلمان براي ما روشن نيست ، امـّا آنچه مسلـّم است اين سئوال و مطالبات در اول مرگ ، مقدّمۀ محاكمۀ بزرگِ روز قيامت است . عالم برزخ عالم مجازات نيست امـّا چون روح انسان از غالب مادّي خود كه همان بدن خاكي است خارج مي شود همه آنچه را كه براو پوشيده شده بود ، مي بيند و درك مي كند و به زشتي هاي كردار خود واقف مي شود و حسنات او نيز براي او منفعت خواهد داشت . امـّا در عالم قبر و قبل ازبر انگيخته شدن براي روز حساب ، هنگام باز جوئي او را به آنچه كه در دنيا مرتكب شده است آگـاه مي كنند . ۶– عالم آخرت به دليل وجود نشئه ابدي زندگي يا حيات جاودانه انسان است كه خداوند اين زندگي كوتاه را عالم دنيا ( عالم پَست ) و آن ديگري را آخرت ناميده است . وحيات ابدي را به آن موكول كرده است ؛ از اين رو جهان آخرت را درقرآن چنين معرفي فرموده : « .......انّ الدّار الا خرة لهي الحيوان لو كانوا يعلمون . – سوره عنكبوت ، آيه ۶۴ ». «..... به راستي كه زندگي واقعي سراي آخرت است اگر – كافــران - مي دانستند ». از كلمه « لو » كه شرطيه است استفاده مي شود كه اكثر مردم اين باور را ندارند كه حيات آن عالم ابدي و جاودانه است . براي قيامت اسم ها و نشانه هاي بسياري آمده از قبيل : ۱– يوم الـقـيامــة ؛ ۲- يوم الـبعـث ؛ ۳- يوم الـحـشر ؛ ۴- يوم الجـمع ؛ ۵- يوم الـنّـشور ؛ ۶- يوم الحِساب ؛ ۷- يوم الآزفــة ؛ ۸- يوم التــغــابُــن ؛ ۹- يوم الـفصل ؛ ۱۰- يوم المشهور؛ ۱۱- يوم القارعة ؛ ۱۲- يوم الدّين ؛ ۱۳- يوم الواقعة ؛ ۱۴- يوم الحاقـّة ؛ ۱۵- يوم النـّدامة ؛ ۱۶- يوم النـّفخة ؛ ۱۷- يوم الرّجفة ؛ ۱۸- يوم الرّادفه ؛ ۱۹- يوم العرض ؛۲۰ - يوم الخزي ؛ ۲۱- يـــوم تغــلـّب القـــلوب ؛ ۲۲- يـــوم تـبـدّل الارض ؛ ۲۳ - يـــوم قـــيـــام الــــــرّوح ؛ ۲۴- يوم تكويرالشمس ؛ ۲۵- يوم خسف القمر؛ ۲۶- يوم برق البصر؛ ۲۷- يوم انتشار الكواكب ؛ ۲۸- يوم إنفطار السّماء ؛ ۲۹- يوم أ خذ النـّواصي بالا قدام ؛ ۳۰- يومٌ تسوّد الوجوه و تبيضّ الوجوه ؛ ۳۱ - يوم تبلي السّرائر . هر كدام ازاين اسماء به يكي از حالات و صفات قيامت اشاره دارد كه ما از آيات قرآن و برخي ازروايات استفاده كرده ايم مانند آياتي كه به تعريف قيامت و حشر و نشر انسانها و كيفيـّت سؤال و جواب در قبر مي پردازند. خداوند سبحان مي فرمايد : « قال الله هذا يوم ينفع الصادقين صدقهم . سوره مائده ، آيه ۱۱۹ » . « خداوند فرمود امروز روزي است كه راستي راستگويان ، به آنها سود مي دهد ». « يوم تجد كـُلُّ نفسٍ ما عملت من خير محضراً من سُوءٍ .....سوره آل عمران ، آيه ۳۰». « قيامت روزي است كه هر كس هر عمل نيكويي انجام داده باشد آن را نزد خود حاضر مي بيند ( يعني نتيجۀ عملي را كه موجب سعادت ابدي او مي شود ) و آرزو مي كند بين او و عمل هاي بدش فاصلۀ زماني زيادي باشد و خداوند شما را از خودش برحذر مي دارد و در عين حال خداي متعال نسبت به بندگان ، مهربان است ». « انّ ربـّك يقضي بينهم يوم القيامة فيما كانوا فيه يختلفون . سوره يونس ، آيه ۹۳». «همانا پروردگار تو در روز قيامت در آنچه اختلاف مي كردند ، ميان آنها داوري مي كند ». انسانها در دنيا با يكديگر اختلاف سليقه و اختلاف نظر و عقيده بسيار دارند و بر حسب عقايد مختلف به رأي و نظر خودشان عمل مي كتت و حتـّي با اختلاف بسيار زيادي دين اختيا ر مي كنند ، البته معقول نيست كه انسان ها براي خود با نظر سطحي و به سليقه خود ، آيين اختيار كنند و طبق سليقۀ خود عمل كنند . انسان ها تنها در صورتي نرد خداوند معذورندكه دين خود را با دقـّت و آگاهي انتخاب كنند . چنين ديني بر اساس آموزههاي قرآني ، فقط اسلام است . قرآن كريم در اين باره مي فرمايد : « ومن يبتغ غير الا سلام ديناً فلن يُقبل منه و هو في الاخرة من الخٰـسرين . سوره آل عمران ، آيه ۸۵». « و هركس جز اسلام ( يعني تسليم در برابر فرمان حق ) آييني براي خود انتخاب كند ، از او پذيرفته نخواهد شد ، و او در آخرت ، از زيانكاران است ». طبق مفاد اين آيه مشركان و كافران هم ممكن است با گمان و خيال ، براي خود آييني انتخاب كنند و پايبند آن بشوند ، لكن به حكم عقل بايد روزي دو گروه ِ مسلمين و كـفـّارمقابل يكديگر بايستند تا حقّ و باطل از يكديگر شناخنه شود . آيات بسيار ديگري نيز در اين زمينه نازل شده كه برچگونگي حساب ومحاكمۀ علني و بدون استثنا ي مردم در حضور همه اهل محشر دلالت دارد . حتـّي از پيامبران عظيم الشأن الهي نيز به طور خلاصه سؤال مي شود .
بســم الله الـرّحــمـن الــرّحــيـم
خــاطـــرۀ 12 تا 22 بهــمن راه گـــشــاي حكــومت
جــهاني حضرت مهــدي (عج) ، را به رهــبرعـزيز
و امـّت حزب الله تبريك و تهنيت عرض مي نمايم .
« اي شهيدان به خون خفته ، مطمئن باشيد كه
ملـّت مُصمم است پيروزي را تا حكو مت الله و
حضور بقيةالله نگهبان باشد . حضرت امام ( ره ) » .
بســم الله الـرّحـمٰٰـن الــرّحـيـم
ميــلا د وجود نــوراني پــيامبر اكــرم حضرت مُحـمـّــد بن
عـــبد الله (صلي الله عليه وآله و سلم) وحضرت امام صادق ( عليه السلام ) و
هفته وحدت را به پيشگاه حضرت ولي عصر (عج )
و همه مسلمانان جهان بو يژه پيروان امامت و ولايت
تبريك و تهنيت عرض مي نمايم . و از خداي متعال
مسئلت دارم تا همه مسلمانان را عزيز
ودشمنان اسلام را نابود فرمايد .
بســم الله الـرّحـمٰٰـن الــرّحـيـم
سالروز آغاز امامت قائم آل محمد ، حضرت امام مهــدي ( عجل الله تعالي فرجه الشريف )
، و آغاز سي و چهارمين سال ا نقـــلاب شكوهــمـند اســلامي ايران ، و ايــام
دهــۀ مبا ركه فجر را به محضر حضرت آيت الله العظمي الا مام خامنه اي
( مد ظله العالي ) ، و بر همه مسلمانان جهان بويژه مردم ولايــتـمـدار ايران
اسلامي تبريك و تهنيت عرض مي نمايم . بســم الله الـرّحـمٰٰـن الــرّحـيـم
شهادت مظلوما نۀ حضرت امام حسن بن عليّ العسكري(عليه السلام ) ،
را به محضر فرزند برومندشان حضرت
حجة ابن الحسن العسكري ( عجل الله تعالي فرجه الشريف ) ، و
مقام عظماي ولايت حضرت آيتالله العظمي الامام خامنه اي ( مد ظله العالي ) ،
و همه شيعيان و پيروان ولايت و امامت تسليت عرض مي نمايم .
|